<$BlogRSDUrl$>

 
Thursday, January 29, 2009



از جمعه بدش می آمد
تا روژلبی مالید و شمعدانی را جابجا کرد دوشنبه آمد






صبر کن بچه
!! بابا شیفتش تموم شده تو راهه
کودک صبر کرد ، بابا شیفتش تمام شد در راه ماند و هرگز نیامد






هر چراغی رو که می دید به قضاوت ش آن را خوشبخت می دید ، حال آنکه چراغ خویش تفاوتی با دیگر چراغان نداشت




جهالت به توان 2

بر گردن درخت چاق با قامتی کهن تیکه ای از لباسش آویخته است تا شاید با نذر آن تحفه زندگی طولانی و شاد و تنی تندرست ارزانی گردد
نابخردتر از نابخرد دستور قطع درخت فرتوت را صادر کرد









بعضی و قت ها سایت های معروف سوالی را پیش روی خواننده خود قرار می می دهد که مختص به من انسان آن هم از نوع ایرانی اش منظور می باشد
مثلا نظر شما با جداسازی بیمارستان های زنانه و مردانه چیست ؟؟ یا آیا با جدا سازی پارک ها مخصوص بانوان موافقید ؟؟
آری این گونه سوال ها برای من ست
که در ایران زاده شدم و با یک زن مثلا ایتالیائی فرق دارم . سرگرمی خوبی ست . پیش خود اندیشه میکنم حساب می شوم

این گونه سایت ها خوب می دانند سهمیه بندی در دانشگاه و بیمارستان و مدارس و پارک یک اقدام مالیخولیائی ست اما چرا از ما پرسش می کند شاید می خواهد مثل صد ها و هزارها نفر دیگر بگوید البته بر ما واضح و مبرهن است که هر چه باشد فرهنگ ما ایرانیان اسلامی ست و مردم ما غیر از آن چه را نه می پسندند و نمی پذیرند . تمام



Tuesday, January 20, 2009



زنان ایران از پروسه حجاب گذشتند
خواست حجاب دیگر مطرح نیست ، زیرا امروز به زیر کشیدن همه قوانین طالمانه موجود در دستور کار طرفداران صلح و آزادی و برابری ست


بی دلیل نیست که حکومت تلاش می کند لحطه به لحظه زنان زحمت کش را به عناوین مختلف تحت عنوان پوشش نامناسب ، چکمه بلند ، کفش نوک تیز ، کفش ورزشی خوش رنگ ، لباس مدل سربازی و و و و هزار بهانه دیگر مورد آزار و اذیت خود قرار دهد تا بلکه بتواند اصل خواست مبارزه زنان را در همین محدوده حجاب نگاه دارد
پروسه لغو حجاب اجباری یعنی ابتدائی ترین حقوق انسانی حق پوشش
دیگر امروز مطرح نیست


آنچه که امروز مطرح ست تغییر همه قوانین موجود ست ، که قطعا با سرگرم کردن ملت بر سر نوع چکمه و نوع پاشنه و نوع رنگ خاتمه نمی یابد



Tuesday, January 13, 2009



این خیلی جالبه
دوباره خاتمی این بار با میر حسین موسوی وارد میدان انتخاباتی

سیاست یعنی این دیگه
دور تا دور دایره می چرخیم ، اما تا به برخورد میرسه با حرکت معکوس دوباره چرخش می کنیم

بعد ها شاید در تاریخ بنویسند عمر این جمهوری از رکود حد تعیین شده هم بالا رفته

خوب !! این یعنی چه !! ؟؟ دمکراسی اسلامی با حیات طولانی ..
گرچه در حیاط با رهبر خلوت کردند اما این حیات به معنای حق انتخاب شهروندی در چهارچوب قوائد اسلام به مدل حکومت ایران تعریف میشود می رود جهان را هزار پاره کند ، از سومالی تا یوگسلاوی

روزنامه های داخلی هم می توانند در تیتر درشت بنویسند حدود یک میلیون از شهروندان ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند و
زنان خوب اما تهیدست جامعه ، دیگر حاضر نیستند به تن فروشی تن دهند زیرا راه صیغه هم برای پسر معذبش بهترین راه علاج ست ، هم برای زن بیوه درمانده
عدالت و رفاه یعنی همین دیگه


کودک 3 ساله بدست پدر معتاد خفه می شود ، در حالیکه قبل از آن هم دادگاه تقاضای طلاق از طرف زن را مردود دانسته ست ، روزنامه ها می توانند با حروف درشت بنویسند کارشناسان امور جنائی توانستند با شگرد های پلیسی رد قاتل را با کارشناسی و جانفشانی پیدا کنند

رئیس دفتر کروبی هم می تواند اعلام کند آقای کروبی آماده ست تا با برنده جایزه نوبل ( با همین جایزه رنگ زندگی اش سیاه شد ) گفتگو کند و دردل هایش را در مورد پلوم کردن خودسرانه دفتر حقوق بشر صبورانه گوش دهد سیاست یعنی این دیگه مگر نه !!؟؟؟؟



Monday, January 12, 2009



خیلی باید مواظب بود
تنها این خودت نیستی که خویشتن را در کنترل داری
چشمهای مختلفی هم هست که پنهان و آشکار تو را از نظر دور نمی دارد

در تاکسی باید خودت را حسابی جمع و جور کنی تا تن تو با دست و تنه نامحرمی حتی اگر غیر عمد هم باشد برخورد نکند

در اتوبوس دلسوز زیاد داری از راننده تا مسافران کنجکاو ، تا می خواهی خودی نشان دهی و از خودت دفاع کنی بدون آنکه تقاضای کمکی کرده باشی می بینی 10 نفر جلو می افتند تا مرد چشم چران که پشت صندلی ات شاید قصد ناخونکی داشته ست را حسابی حال بیاورند

در صفی پر ازدحام عده ای از مردان می گویند اول زنان و کودکان

این اول ها ست که می گوید مواظبت برایم امنیت می آورد و با این کار جامعه قرنطیه میشود

این لطف نخواسته بدون چون و چرا من می پذیرم
زیرا کسی از من پرسش نکرد آیا دوست دارم مورد حمایت مردان متعصب ، با غیرت قرار گیرم یا نه


کسی که بخواهد از من پرسش کند ، باید این سوال را اول پیش روی خود بگذارد و بپرسد آیا به عنوان یک انسان سر جائی که باید باشد هست یا نه

کسانی که باید سر جایشان باشند و خود را با زمان و تغییرات مختص به خود متحول کنند هنوز در یک نقطه انجمادی باقی ماند ه اند

افکارشان جلو می رود اما در یک جائی متوقف می شود و حاضر هم نیستند سوار بر قطار اندیشه های نو و مدرن بنشینند

کسی از من نخواهد پرسید دوست دارم به جای چه کسی باشم

زیرا در جامعه ای که در آن زندگی می کنم از پیش و قبل از آن الگو بودن از این و ازآن تعیین شده ست بدون راه گریزی ، اما اگر پرسیده شود که این بیشتر به یک معجزه شبیه هست ،، ( فرض محال نتیجه محال را در بر دارد ) ، انوقت
بی درنگ جواب خواهم داد ترجیح می دهم به جای کسی بودن یک انسان تعریف شوم

انسانی که توجه ویژه احتیاج ندارد
برای لذت آفرینی گمارده نشده ست تا مردان را خشنود آید



Thursday, January 08, 2009




این روزها خیلی عجله دارم ، همیشه در حال دویدن هستم ، کفشی بر پا ندارم و پاهایم بی آنکه متوجه شوم زخمی شده اند ، این را به حساب مثبت بودن من نگذار ، که مثلا همیشه در حال انجام اهداف انسانی هستم که اینچنین نیست
اما دیروز که که نظر گاهی در آینه انداختم صورت خود را در انبوهی از علامت های مبهم نتوانستم پیدا کنم
کجا هستم ؟ چه می خواهم ؟ و به کجا خواهم رفت
چرا در یک جا محو شده ام اما در یک جای دیگر خود را با عجله می یابم
این تناقض در کجاست؟
شاید باید بیشتر کنکاش کنم
جستجوگر ذهن هزار پاره می دود تا در جائی به اعماق این دنیای ناشناخته دست یابد


هیچ زمانی وقتی برای 10 دقیقه آرام غذا خوردن و با حوصله جویدنی ها را در دهان خوب آسیاب کردن نداشته م
همیشه صداهائی از خارج از مدار های بسته گوش ام تذکر می دهد باید دوید ، یا کفش هایت را عوض کن یا خود را در بسترگاه مرده گان بخوابان زیرا با این تلو تلو راه رفتن هرگز نمی توانی خود را به گذر گاه زندگی برسانی





آیا تفکر مردانه همین امروز ست که در جنبش زنان وارد شده ست ؟؟ قطعنا نه
جنبش زنان چه در داخل و چه در خارج گرچه اکنون در نبرد همیشگی و پیاپی به منظور خلاصی از بینش های مردانه تسلط بر حاکمیت کل جنبش می باشد اما با اعتراف صادقانه آتش هنوز که هنوز ست از آن خلاصی نیافته ست
و ایــن آخــر خط نیست
چه این جنبش وابستگی به یکی از جریانات سیاسی که تفکرات غالبا مردانه را نمایندگی می کند داشته باشد و یا نداشته باشد باید یاد بگیرد منبعد تفکرات انسانی را جایگزین تفکرات جنسیتی قرار دهد


وای بر آن فعال جنبش زنانی که اعتراف کند سهمیه بندی زنان یک طرح مدرن است برای یک جامعه ی مدرن. زیرا در جامعه مدرن خود به خود موضوع سهمیه بندی انسان ها صورت مضحکه دارد و به عنوان طرح مدرن شناخته نمی شود چه رسد که برای آن هم توجیه و قصدی قائل شود



Monday, January 05, 2009



حکم جهاد
هر کس بر علیه اسراییل بجنگد شهید راه حق محسوب می شود
این حرف حکومت ایران تازه نیست
بیش از این هم در جنگ با عراق حکم مشابه صادر کرد
و بانی و مسبب کشته شدن و معیوب شدن هزارها انسان بیگناه در آن جنگ شد

انسان هائی که هیچ نقشی در سرنوشت و حاکمیت خود براستی نداشتند
هر کس هم نطقی می کشید ونظری می داد به جرم جاسوس بیگانه به دار آویخته می شد
اگر با ما هستی می جنگی و گر نه باید کشته شوی
این ترم روتین شده این حکومت بوده و هست

حماس هم با همین ایدولوژی از این قائده مستثنی نیست
بحران سازی تنها راه حلی ست که آنان می شناسند و می تواند آنان را بروی قدرت نگاه دارد
مردم در این میان هیچ ارزشی ندارند
تصویر کشته شدن کودکان در تلویزیون و جریحه دار شدن روح هر انسانی تنها می تواند یک پیغام داشته باشد و آن این ست

دولتی که با قدرت و زور می خواهد خود را نگاه دارد برای بقای خود شیفته خونریزی و کشتار و عملیات انتحاری و بافتن طناب دار و شلاق و زندان ست
و جواب مخالفان خود را با گلوله و سنگسار می دهد
عملیات بازسازی و آبادانی و رسیدگی به بحران های داخلی اعم از اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی وعده وعیدی ست در آن دنیا



Friday, January 02, 2009



زبان اسراییل و حماس زبان کشتار ست ، هر دو طرف در کله هایشان همه چیز می توانی یبابی به جز مغز انسان
مسئولیت کشتارهای بی رویه کسانی هستند ست که تروریست اسلامی را در پاسخ به حملات وحشیانه اسراییل موجه می دانند و یا بالعکس

حماس موشک باران می کند

، اسراییل بمباران
چه باید گفت !! ؟؟
موشک جواب موشک
شهروندان اسراییلی کافرند و کم کشته شدند ، فلسطینی ها مسلمان بیشمار !!؟؟

تا کی باید به این کودن های کوچک و قابل ترحم که هرگز هم بزرگ نخواهند شد باید گفت : شرم تان باد







نگاه به من کرد و گفت " مجبور نیست ، . . وقتی نان ندارد بخورد دیش واسه چی می خواهد !! ها ؟؟

باز وقتی تعجب مرا دید گفت " حالا ما را که می بینی دیگه از اول داشتیم و برایمان کنار آمدن با نداشتن ها آسان نیست

با این حساب خوشا به حال و احوال کسانی که خود را به نداشن هایش عادت داده اند




پژو سبز رنگی در خیابان شلوغی جلو پای دختر ایستاد
مرد سرش را از پنجره سمت طرف خود بیرون آورد و پرسید " ببخشید شما خانم کبیری هستید
دختر خانم جواب در آستین گقت " نه صغیری هستم
این نوع شیوه آشنائی و مراودت کوتاه زمانی طولانی میشود که دختر اگر بخواهد بر حسب اتفاق همان کبیری می شود



This page is powered by Blogger. 

Isn't yours?