<$BlogRSDUrl$>

 
Thursday, July 26, 2007



کاری کردند که میگوییم
روزنامه نگاران را هم همراه با اوباشان اعدام کردند
نـــــه .. نــــــه
مردم می گویند اعدام نه ، مجازات متخلفان آری
شما اعدام می کنید تا با رعب و وحشت جامعه عصیان زده از بی عدالتی را به سکوت وادارید

هیچ انسانی خواهان مرگ انسان دیگر نیست مگر آنکه ضمیره خوی حیوانی در جسمش نقش غالب را داشته باشد



با اجتماع چند زن و مطرح کردن خواسته ها ی به حقشان امنیت کشور به خطر نمی افتد امنیت آن زمان در معرض خطر می افتد که قدرتمندان در حاکمیت با توجه به موقعیت و نفوذ خود جلودار هرگونه صدای حق طلبانه در جامعه باشند

مطمئن باشید با وقوع زلزله عظیم و غیر قابل پیش گیری سرانجام امنیت واقعی برقرار خواهد شد





کاری کردید که حتی جرئت نداریم در حمام خانه مان حمام کنیم
این ترس را شما حاکمان در جامعه بوجود آوردید

این ناامنی و عدم آسایش را می گویم
اگر جامعه گناهکار ست شما گناهکارش کردید
این ترس با ما زندگی می کند حتی در حمام خانه از ترس آنکه همسایه عکس عریان مان را بوسیله تلفن همراه مبادا در سایت های اینترنتی به منظور کسب در آمد در معرض همگان بگذارد
در تاکسی می نشینیم پسر 13 ساله خودش را بتو آویزان می کند به خود فشار می آوری تلاش می کنی به سمت چپ و راست خود را به عقب بکشی اما او تلاش می کند خود را بتو می چسباند
این ناامنی از کجا آمد ؟

در تلویزیون اعترافات جوان متجاوز را می بینی خود زا می خواهی از روی صندلی به زیر صندلی بکشانی
احساس گناه تمام وجودت را درد می آورد
زن بودن ، ناپاک بودن
اما براستی پاکی چست ؟
چرا کسی نگفت بهتر بود وقتی به دنیا آمدم همزمان با نافم این جسم نحیفم در یک گونی و یا یک کیسه دوخته می شد انوقت دیگر
مجلس دولت حکومت مان همه وقتشان را صرف ما زنان نمی کردند
و جامعه از همه گناهان مبرا می شد



Thursday, July 19, 2007



همه چیز در جامعه ما می توونه یه زمانی برعکس پیش بیاد
مثلا اگر در تعریف از خانواده که متشکل از یک پدر و یک مادر و فرزند ست
بگوییم فقط پدر
یا مادر با یک و یا چند فرزند ، البته این تعریف در یک جامعه عقب افتاده فعلا محلی از اعراب ندارد حالا حتما می پرسید چرا حرفش را می زنم ؟؟ خوب بخاطر این ست که بتوانم در بصورت
غیر مستقیم در تارنگار خود یک بازی راه بیندازم
مثلا داستان سرائی کنم و خواننده گان جو رواجور را به چالش بکشانم مثلا
بگویم خانم کوچه در کانادا نامه برایم نوشته و بگویم مشابه داستان او کم نیست و بعد برای قضاوت همگان و شناخت و تحلیل درست از جامعه کهنه مان هم آن را به بحث بگذارم و هم روشنفکران غرب زده در خواب را تکانی بدهم که بــلــه ،، این نوع افکار متاسفانه التهاب برانگیز ست

خانم کوچه می نویسد " در مهتاب شبی از کوچه ای گذر کرد با مردی پولدار مهربان خانواده دوست برخورد کرد ، انجا بود که حس کرد کارخانه دار خوبی پیدا کرده ست مرد ی جنتلمن ، یک مرد برای تولید عروسکی بنام بچه که شبها بتواند با آن در آغوشش بخوابد
البته ادبیات نوشتاری کوچه درست بر حسب حادثه عینهو گیرنده نامه از آب در می اید

کوچه زنی می شود بی نیاز از تمایلات جنسی ( آن هم در خارج از ایران ) و وسیله ای بنام سکس بادی برای هوس مرد
فمنیست اینجا می شود شکل برگردان که آن را اگر با اب دهان بچسبانی و خوب بمالی و آهسته اضافه کاغذ را از روی ان شکل برداری خودت را خواهی دید



Monday, July 09, 2007



پشت کامپیوتر می نشینیم و فرمان حمله می دهیم
کلیک ................ حالا .. بعد می گوییم ما به احدی هم رحم نمی کنیم
شاید این حرف باشد ، اما حرفش هم برای انهائی که مخالف هرنوع کشتار حالا به هر نوع بهانه ای خوشایند که چه بگویم ، مشمئزکننده ست
درست عین این می ماند که روبروی تلویزیون نشسته ای ، پای سمت چپ را روی پای سمت راست گذاشته ای ، با لیوانی از چای و یا قهوه و کشتار هرروز تلمبار شده انسان ها را تماشا می کنی
این تکرار مثل روزهای یکشنبه آخر هفته هرماه ست که به بانک می روی و قبض معوقه را پرداخت میکنی
این تکرار مثل درست کردن ماکارونی روزهای جمعه ست برای نیلوفر که همه کس باباست
راستی دست آن کودک کشته شده در کانتینر اجساد هنوز پیدا نشد ؟ مگر قرار نیست فردا قبل از آنکه بوی گند فضا را پر کند به همراه ده ها نفر دیگر خاک شود ؟
چه قدر اسان می شود گفت حمله




نمی دونم چرا مقامات مملکتی روز به روز پوستشان تیره می شود همگی یک شکل دارند زیر چشمهایشان هم سیاه
لب هایشان هم کبود ست
از سو ء تغذیه ست ؟ یا









یه زنگوکی هم وسط دو خط چادر گذاشته اند تا اسم آن را مد بگذارند



Saturday, July 07, 2007



کشوری به نام ایران که همیشه خواب پنبه تیغکی می بیند


خود می کارد و درو می کند و می ریسد و می بافد و در آخر سر وقتی مستاصل شده باید پنبه بافته شده را بتن کند از درد و سوزش آن تیغک ها بر بدن نحیف خود بر خود بپیچد و فریاد رسی هم نبیند

.
ملت مشوش شده ترجیح داده ست که بر گوش های خود پنبه بگذارد البته نه از نوع تیغکی اش و قول و قرار ها و وعده وعید ها و باز ی های بی ترمز حکومتیون را نشنود اما چه کند که که از سر سوزن ناامیدی با بلیط مجانی این بار هم در سخنرانی یکی از آن حکومتیون البته از نوع نرم تنان حضور بهم می رساند

خاتمی حافظ و نگهدارنده این حکومت ضد زن این بار سوسیالیست می شود روز زن لب باز می کند و سخن از انسان و انسانیت می زند ،، می گوید : در عرصه اجتماعی حساب زن ومرد نیست حساب انسانیت ست که هردو باید نسبت به مسائل اجتماعی احساس مسئولیت کنند

اینجاست که او با این حرف ها آن تیغک های ریز و درشت را در بدن ما مردم به مناسبت روز تولد فاطمه فرو می کند

سخن از انسانیت !! آن هم در حکومت اسلام که زن را تنها فقط به گناه زن بودنش مجرم می داند و زورکی نقش زن خانه دار و همسر مهربان را باید بازی کند و در تمام عرصه های اجتماعی پشت سر مرد آن هم اگر اراده کرد راه برود و چناچه زن اصرار در مشارکت فعالیت های اجتماعی داشت آبدارچی مرد شود
آن هم در این حکومت ویژه ، بنابرین صحبت از انسانیت و حرف های زیبای آن می ماند برای چنین روزهای بامسماعی تا خاتمی و نه مصباح "" چه خوب "" به عنوان شخصیتی مطرح در آن حکومت بتواند حرفی برای گقتن داشته باشد و پز مدرن ماآبانه را به خود بگیرد





Friday, July 06, 2007



youtube.com

ما ساختیم
خراب کردند
این به معنای پایان هر چیز است ؟؟

ما می سازیم
احتمال آن را باز میرود
آن چیز را که ساختیم
دوباره خراب کنند

این باز به معنای پایان هر چیز است ؟

دوباره می سازیم بی وقفه
بعد از ما دیگران هم این چنین خواهند کرد که ما می کنیم

به کودکانمان هم این را می گوییم
گر چه در دنیای پاک آنها
این ما هستیم که باید بیاموزیم



Sunday, July 01, 2007



دستهای کسی که بعد از توالت دست هایش را نشسته است تمیزتر از دستهای کسی ست که بارها آنها را روی کیبورد می گذارد تا تایپ کند و بعد از آن هم تنقلات در دهانش بچپاند هه ههههههه






بــرای کارگــری که امــروز به خــا طــر شــرمــنــده گی ازصـورت گرسنه هــمــسر و
فــرزنـدان ، خــود را بــه زیــر مــترو پــرتــاب کــرد و جــان سپــرد


youtube چه آسان میشه ما را کشت





مردم با شماها هستم گوش کنید .. مبارزه با مردم مساوی با مبارزه با خرابکاری ندانید
لطفا دست به اتوبوس ها و شیشه های بانک ها نزنید
مبارزه که اموال عمومی خراب کردن نیست ؟؟ هست ؟؟ آهسته راه بروید گربه شاختان نزند ااااوااااااا
به خدا اگر ماشین ها رو خراب کنید سرکوب دولتی به همراه داره ،، نکنید ،، تازه مبارزه هم به هرز می ره




راست راستی این حرف ها داریم به کی میزنیم .؟؟ به جامعه ای طغیان زده و خشمگین و غیر قابل کنترل
ببینم !! مگه این مردم عصیان زده می خواهند بروند در یک برنامه کوهنوردی ؟؟؟ که از قبل همه تجهیزات را آماده کرده اند؟؟
یا شاید نشسته اند پای کامپیوتر آلبالو خشکه با نمک می خورند و برای امشب و فردا شب نقشه ویرانی اموال خودشان را می کشند
من یکی که نمی توانم با این حرف های نرم و پنبه ای کارگران و مردم بی حقوق و بسیار مستاصل را آرام کنم
هیچ کس نمی تواند
وقتی خشم فوران کرد به ناگزیر به خیابان لبخند نمی زند همین



This page is powered by Blogger. 

Isn't yours?