<$BlogRSDUrl$>

 
Sunday, October 29, 2006



مادر گفت : در انقلاب 57 همه گروه ها شرکت داشتند چپ ها از کت هایشان وکفش های ورزشی شان می شناختی . آن موقع بازار سبیل به جای ریش امروز گرم بود . شعارها ی چپ بیشتر دردل مردم می نشست اما نمی دانم چه صاعقه ای آمد که همه چیز عوض شد و شعار وحدت الوحدت که آمد آنها هم سکوت کردند

من گفتم : شاید آنها چپ نبودند . در هاله های از " کمی ازاآن و کمی هم از این "" با دست های حنائی به منظور حفظ اصالت و سنت ها جرعت دل کندن ازآن روابط کهنه و قدیمی را به یک فرشته نجات از آسمان واگذار کرده بودند




نه به آن شوری و نه به آن بی نمکی
جانم را می دهم تا مخالف من حرف بزند
چه دست و دل باز !!! من که جانم را نمی دهم تا کسی حرف بزند ، این ارزش و دوست داشتن جان ست که میل و شوق و نیاز انسانی را برای حرف زدن به اشتها می آورد و بدینسان است که تو احتیاجی نیست تعارف تقسیم کنی







آگر در فردای ایران کلارازتکینی نداشته باشیم اما دست کم زنان مبارز بیمشاری را خواهیم داشت
کسانی که برای کسب حقوق برابری طلبانه هرگز به سهم کم غنایت نمی کنند
اما امان از روزی که قدرت فاسدی به رهبری همین زنان به زیر کشیده شود و قدرت فاسد دیگری با نام دیگری دولت شود



Tuesday, October 24, 2006



هر چه زمان می گذرد حتی یک دقیقه باورمندی ام نسبت به آنچه محیط اطراف به آن نگاه عادی دارد و من غیر از آن بیشتر و بیشتر می شود و اصراری هم ندارم که آن را به ثبوت برسانم

گاهی حرف های ساده و معقول را عامدانه آنقدر پیچیده می کنند تا برایش زمان نامحدودی تعیین شود تا بعد بر علیه انچه روان و ساده بود و بار ها هم تکرار شد نتیجه گیری شود که نا ممکن و نشدنی است

حرفهائی که در جامعه در مورد حقوق زنان مطرح می شود تداعی گردان زنان و جبهه گیری آنان
بر علیه جنس غیر از خود ست.
از برابری انسان ها که حرف می شود فمنیست پیش نام اسم تو میگردد .
فمنیستی که بگوید حقوق برابر همه انسان ها بیییشتر به اومانیست شباهت دارد اما چون زن هستی و در جامعه هرروز مورد تعدی قرار می گیری تورا جنگجوی سرکش می دانند که برای نابودی آن جنس و خلاصی از آن همه کاری خواهی کرد
اما این حرف ها نباید تکرارش ناامیدت کند حتی اگر هزاربار گفته باشی
حقوق برابر تازه اگر حقوقی باشد و تعریف شده باشد نباید مختص به یک جنس خاص از انسان ها تعلق داشته باشد
از بیرون رفتن و گردش تا کار و درس و تلاش
از عشق و لذت تا ازدواج و پرورش کودک همه و همه نباید توسط محدودیت هائی همچون مذهب و نژاد و قوم و فرهنگ و سنت و عشیره و زبان و ملت ترانس شود تا تو را جدا کنند

این را هرچه نام دهند . هر ایسمی و القابی برایش جایگزین کرد . تنها یک معنای ساده می تواند داشته باشد حقوق انسان با تعریف مجزای خود










Sunday, October 22, 2006



مظلوم محکوم می شود
با کمبود وسایل نقلیه سوارد ماشین های شخصی می شوند ، آرایش غلیظ و زننده بر چهره دارند و با نشان دادن رفتار های ناهنجار از خود زمینه را برای هتک حرمت و تجاوز به عنف آماده می کنند

ایده ال هایش را در ماشین های مدل بالا جستجو می کند و وقتی راننده ش به عنوان راننده ماشین سواری مظلوم را که از پس حادثه در ایران زن و یا دختر می باشد سوار می کند در گوشه ای دنج در میان بیشه ها مورد تجاوز به عنف قرار میدهد

نتیجه آنکه چون جامعه ما با کمبود تاکسی و اتوبوس مواجه هست و نمیتواند به راحتی در دسترس همگان قرار گیرد ، لذا مطلوم و مطلومان را یعنی زنان و دختران را به چند نکته متذکر شویم **** آرایش نکنند *** سوار ماشین سواری هرگز به تنهائی نشوند ***** رفتار خود را کنترل کنند تا زمینه جهت تحریک مجرم و یا مجرمان فراهم نگردد
چناچه این موارد رعایت نگردد
با پوزش مظلوم محکوم می شود








دکارت فرمایش می نماید و می گوید : هیچ چیز در جهان به اندازه عقل و خرد عادلانه بین نسل بشر تقسیم نشده است
من می گویم : همانطور که ابزار بکاربردن و استفاده از عقل وخرد در جامعه طبقاطی هم به یکسان نیست




من اینجا پایین را می نگرم
به من می گویی از پایین پایین تر هم هست
تا من کلامی اگر دارم و نگاهی
با شعف در همان پایین جستجو کنم



Friday, October 20, 2006




گریه ها برای چیست

نمی توانم با دوربین لیزری دل تو را ببینم
که اگر می شد
در آن رفتن به دانشگاه ، آزادی فردی و استقلال ، بیداد از باید و نباید ها انبوه بود
پس بسنده کن به همان شب قدر
که چه با شکوه بود



Wednesday, October 18, 2006



خبر خوش
زنان افغان می توانند در نماز جماعت شرکت کنند ، این حقی بود که از آنان دریغ داشتند و حالا با همت پارلمان و زنان پیشرو به آن نائل شدند
حالا زنان می توانند در نماز جماعت بنشینند و به حال خود و مردم افعان فقط بگریند


تازه مد نشده از اول هم می گفتند " اصلا هر چه مردم رای بدهند همان است " باید به رای انان گردن داد
.. حالا اگر کسی پیدا شد و نخواست گردن دهد تکلیفش این وسط چیست یک کسی مثل من
من حق خود را دارم و می خواهم همان یک حق را به جامه عمل برسانم ، میگم این وسط باید چه کسی را ببینم ؟


از کلی گوئی متنفرم ، از اینکه در یک سالن آدمها همدیگر را تشویق کنند و احسن و مرحبا بگویند به چیزهائی که در بار کشی انباری ، فله ای وزن می شود
شمرده حرف بزن و بند بند ، انشاء سر خط ، بر ما دانش آموزان واضح مبرهن ست مال دیروز بود
نمره اش را هم می آوردی
امروز
من می خواهم بدانم فردای من
چگونه رنگی دارد
سیاه باز تلطیف می شود زیرا اسطوره تاریخ ایران ماست ؟
باز هر خانه از پنجر ه رو به خیابان زندان می سازد تا ناموس پاستوریزه گردد؟



Tuesday, October 17, 2006



احمدی نژاد جون

اگر با خدا ارتباط داری چرا از خدا حاجت نکردی تا با مرحمتش جلودار این همه فاجعه انسانی در گوشه و کنار این دنیا باشد ؟؟
یادت میاید !! ؟ تنها در یک روز در یک لحظه حدود 170 هزار انسان در سونامی آسیائی همچون در یک ماشین لباسشوئی عظیم چرخیدند و به هر ظرفی پرتاب شدند . تو که با خدا ارتباط داری چرا به خدا نگفتی تا جلوی این کشتار را بگیرد !! ؟؟

اگر انوش انصاری از این ارتباط حرف می زد باز یک چیزی ، هر چه باشد او تا نزدیکی های خانه خدا سرکی کشید ، آن هم با پرچم الله اما چنین ادعائی که تو می کنی نداشته است

در خیابان های عراق هرروز عده بیشماری از مردم بیگناه که سهمی در تعیین سیاست و قدرت ندارند توسط بمب و خمپاره و عملیات انتحاری هزار تیکه می شوند اگر تو با خدا ارتباط داری چرا به خدا نمی گوئی تا جلوی این کشتار ها را هر چه زودتر بگیرد !! ؟؟

هرروز مردم دنیا توسط بازی های مسخره سیاست مدارن و زورگویان لت و پار میشوند برای خدا که سهل است تا با قدرت خویش فرمان ایست دهد چرا به او نمی گوئی ؟؟

احمدی جون ، اگر با خدا در ارتباطی پس چرا اینقدر محتاج به خدایان زمینی هستی !!؟؟؟ خدایانی که از نظر من همین مردم هستند که برایشان
سفر دولتی راه می اندازی و سوار ماشین سرباز از این شهر به اون شهر می شوی ، از خوزستان گرفته تا سفر به سیستان وبلوچستان ، بلکه بتوانی جلب اعتماد آنان را برای خود و نظامت کسب کنی ؟؟

راستی چرا به خود زحمت می دهی و به جای آن به خدا نمی گوئی تا با قدرتش شما را حفظ کند و دیگر دولتت متحمل این همه هزینه خرید نیزه و سپر و تفنگ و چماق و گاز و اسپری فلفل و نیروی سرکوب را برای مهار اعتراض خدایان زمینی نگردد ، تا بلکه گرسنگان با شکم سیر و راضی و سرافراز سر به بالین خود بگذارند



Monday, October 09, 2006



اعدام دولتی یک قتل سازمان یافته ، از پیش برنامه ریزی شده است ، که به منطور ایجاد رعب و وحشت از تکرار جنایت دیگر در جامعه صورت می گیرد که نه تنها عمل بازدارنده نبوده است بلکه خود دولت با اجرای آن مرتکب قتل آگاهانه می گردد و باید متوقف شود . هر انسان آزاده ای آن زمان آزاده است که خواهان مرگ هیچ انسانی نباشد و با الفاظی همچون مشروع و قانونی ، ترازوی عدالت ، آرامش و امنیت جامعه و غیر ه بر روی حکم اعدام مهر تایید نچسباند



Sunday, October 01, 2006



شنیده ام که مرده ای
در را بروی کسی نمی گشائی و همسایگان شکوه کرده اند موزیک حزن الود ات تمامی گیا هان در گلدان کنارکریدور را پژمرده کرده است
نان نمی خوری و دیگران لاغری ات را به حساب روزه پنداشتند
این سرخوردگی و احساس پوچی برنامه تو نبوده ست می شناسمت

کافی ست پنچره اطاقت را بگشائی
وببینی
سمت چپ خیابان و طرف راست خیابان صورتک های باورمند چگونه گام برمی دارند
که نه دست هایشان لرزش دارد و نه گردش قدم هایشان سست
نگاه کن
پیچک های سبز تمامی سطح دیوارهای خانه هایشان را رنگ کرده است
و با دست خالی
کنار دروازه خانه هایشان چه دل بازانه امید راقسمت میکنند

دارائی ما امید ماست
زنده شو ، دوشی بگیر لبخندی حواله کن و با خیابان باش










بعد از خاتمه بالاجبار جنگ سران بی سر حکومت اعلام کردند دلیل خاتمه جنگ را متعاقبا در فرصت مناسب اعلام می کنند

مردم پرسیدند و هزار بار هم پرسیدند ، باز سران بی سر حکومت از سر توان و زور گقتند ، پرسش دوباره خدمت به دشمن و تشویش اذهان عمومی ست
امروزبه یکباره رئیس تشخیص مصلحت نظام نامه خمینی و دلیل پایان چنگ را اعلام کرد
درست بعد از16-15 سال از پایان جنگ
در نامه می بینید فرمانده سپاه وقت ، صحبت از استفاده به موقع تسلیحات لیزری کرده است
اکنون ثابت کردن اینکه ایران استفاده غنی سازی اورانیوم را فقط به منظور اهداف بشردوستانه تولید میکند کار اسانی نیست



This page is powered by Blogger. 

Isn't yours?