<$BlogRSDUrl$>

 
Friday, June 30, 2006



انسان ناراضی
کار ندارم موجه و یا غیر
جائی می گوید: هوای آلوده گلویم را هرروز می سوزاند اما قربان همان هوا را بروم .
این را می گوید چون آنجا نیست
دوست دارد در غربت به قول خودش در عالم خیال تیکه چوبی بدست گیرد و با آن لجنزارهای جوی باریکه ای که وسط کوچه قدیمی پدری خانه ها را قسمت بندی کرده بود هم بزند ، انقدر هم بزند که لحظه ای تصور کند آش نذری ست ، جشمان را ببندد ، قری دهد دوباره همی زند تا دیگ احیانا به خیالش نسوزد و بعد
نفس عمیقی بکشد تا آه جان سوزش برای فقط اطرافیان خودش در غربت محزون شود
و گرنه اون هائی که در همان هوای آلوده و عدم بهداشت و گرانی و فقرو بیکاری زندگی می کنند می دانند دربدر بدنبال خلاصی هستند .
حالا همان انسان ناراضی برای آنکه آمدن خودش را توجیه کند که از نظر من احتیاجی هم نیست
یک بار می گوید به خاطر کیفیت دانشگا ها مجبور شده ، بار دیگر از لج پاپی
و یا عشق فرهاد او وادار شده عجولانه تصمیم بگیرد
می گوید هوا سرد ست
مردمان بی رگ و بخار
دلش برای بوق و ترافیک و دعواهای وسط خیابان و آن بی نظمی حسابی تنگ شده ،
برای نون لواش و سنگگ ، برای کودکان پابرهنه آب دماغ آویزان
برای همه چیز تنگ شده
فقط تنگ شده و با همین دل تنگی هاست که دل خوش ست و می ماند






Wednesday, June 28, 2006




ديبا عليخاني فعال حقوق زنان به دادگاه احضار شد

ديبا عليخاني دبير جامعه حمايت از زنان و فعال حقوق زنان به دادگاه احضار شد. وي يكي از فعالين حقوق زن و از جمله كساني است كه پس از شركت فعال در تجمع اعتراضي ٢٢ خرداد در ميدان ٧ تير به دادگاه فراخوانده شده است.

به نامبرده مدت ١ هفته جهت معرفي خود به دادگاه فرصت داده شد. اتهامات وي عبارتند از:

١- اقدام عليه امنيت ملي، انتشار نشريه و بروشورهاي حزبي

٢- حضور فعال در تجمع ٢٢ خرداد زنان در سال ٨٤ و ٢٢ خرداد سال ٨۵ (ميدان ٧ تير)

٣- سازماندهي و شركت فعال در مراسمهاي نفي خشونت عليه زنان، ٨ مارس ها، روز كارگر و همايشهاي مربوط به طرح و مطالبات زنان در جامعه

٤- اعتراض به قانون اساسي و تلاش براي تغيير قوانين به نفع زنان

۵- سخنراني در اعتراض به انتخابات رياست جمهوري

٦- تحريك مردم براي ايجاد آشوب و بي نظمي در جامعه

٧- تحقيق در مورد آسيبهاي اجتماعي و بالاخص وضعيت زنان و كودكان در جامعه

٨- استفاده غير قانوني از كلينيكهاي مشاوره جهت ارائه مشاوره رايگان به زنان و كودكان

و...

جامعه حمايت از زنان



Friday, June 23, 2006



ببخش مرا
ببخش مرا
اگر همه چیز را با خود نیاوردم
نه اینکه جا گذاشتم نمی خواستم هرروز با یادآوری شان سینه ام داغ شود
می دانی سینه ام هنوز بعد از آن سال ها می سوزد آنقدر که با حرارتش اطرافیان را درد می دهد
اما من به یک چیز باور دارم
انسان همه جا یک انسان مطلق است
با تمام مشخصات مربوط به خودش
همه این سال ها اگر چه دروغ شنیدم
اما من مادرم را خواهرم را زن همسایه ام را معلم درس اخلاقم را همه و همه به خاطر خوراندن این هم غذای بی مزه تحمیل شده در ذهنم می بخشم ، آنها در کلاس درسی نشستند که هیچگاه داوطلبانه نبوده است

نه تنها می بخشم انها را هم دعوت می کنم به خانه ام سری بزنند و ببینند که آسمان انسانی اینجا رنگی دیگردارد
انوقت خواهند دید که چه قدرت باورنکردنی تمامی جسمشان را فرامیگیرد
و چه آسان کهنگی پوسیدگی را با همه ملاحظات کنار می گذارند
و جرعت پیدا می کنند درروز روشن وسط خیابان پر ازدحام عشق بورزند و عاشق شوند





Friday, June 16, 2006



روزنامه ها را که ورق می زنم در قسمت حوادث خودم را می بینم
اما من که به کسی چیزی نگفتم و گر نه این همه تعریف و تمجید از قدوقواره کل ایل و تبار بالا نمی رفت
پس این ها دیگه چیه ؟؟

اون زمان تو کتاب ها هم که می رفتم دیوانه ای بودم که با دست خودش داخل سلول رفته و صدا می زنه تا کسی
بیاد و درب سلول رو ببنده تا خیال همه رو هم راحت کنه
و گر نه صدای غرش همه چیز رو می شکست ، اون هائی هم که شکستنی نبودن خم می شدند و بد شکل که دیگه نمی تونستنند به شکل اولیه شون دربیان

پس این ها دیگه چیه ؟؟ یعنی این همه آدم همگی یکی هستند ؟ یا راوی ها همه یکی ؟
داستان ها با هرچرخشی شبیه به هم تنها در یک صفحه همه کتاب می شوند اما
چرا این ها تمامی ندارد ؟؟

بازیگرها همه شبیه من هستند
گیس بریده !! چشم سفید !! قطامه !!
ورق روزگار یعنی برای یک نفر تنها یک نفر باید به این سرعت بچرخد ، سال ها پیش که دیروز نبود اما تکرارش را من حتی چند لحظه پیش در خیابان نفرین شده ها دیدم
یواش راه می رفت اما سرعت شکستن و خرد شدن ونابود شدنش بی اندازه بود
،
نه نه حرف از عجله نیست این طبیعی بودن ها در قسمت حوادث بازار فروش دارد و گرنه
دل زدگی این همه پند و اندرزونصیحت با سیل استفراق همه شهرراغرق می کرد





Wednesday, June 14, 2006



باز حماقت خواهیم کرد ؟
بار خواهیم گفت از هیچی بهتر است ؟

در سومالی دختران را ختنه می کنند
دختر بدون ختنه نمی تواند ازدواج کند ، کسی او را به همسری نمی خواهد
بدون ختنه به مثابه زن هرزه و بدکاره انگشت می شود
مردان کمی فهمیده سومالیائی موقع ارتباط جنسی با همسران خود درد زنان خود را درک می کنند و یواش یواش وارد عمل می شوند
زنان در مجموع هنگام ارتباط جنسی درد را تحمل می کنند تا همسرانشان راضی باشند و غرولند نکنند و نان را به خانه بیاورند
آخوند سومالیائی زیر فشار سازمان های حقوق بشر و مدافع حقوق زنان فتوا می دهد هنگام ختنه زیاد پاره نکنید 2-3 خراش کوچک کافی است پارگی زیاد گناه است
بعد دنیا از هر طرفش می بینند و می گویند وضع حقوق بشر در آین گوشه دنیا کمی تغییر کرده است
همه این ها مدیون حرکت های آزادی خواهانه غرب و دنیای مدرن صور ت گرفته و هنوز هم این حرکت ها در جریان است
و من

من
که دراین گوشه به چند همسری و حجاب اجباری اعتراض دارم و خواهان لغو قوانین زن ستیز هستم
از اینکه ختنه زنان اینجا نیست اگر هم هست نادر است باید خوشحال باشم

باید بگویم همین هم خوب است
از هیچ بهتر است
و بعد دنیای غرب و مدافعین حقوق بشری ها در مطبوعاتشان بنویسند : جامعه ایران رشد فزاینده کرده است کافی نیست تغییرات محسوسی به چشم می خورد
زنان و دختران ایران مانتو هایشان را کمی کوتاه کرده اند




Tuesday, June 13, 2006



با این زن معترض مثل یک جانی برخورد می کنند
با جانی هم مثل یک جانی برخورد می کنند
به دست های این زن معترض به بی عدالتی ها دست بند می بندند
به دست های آن جانی کودک کش هم دست بند می بندند
یکی برای من جانی و جنایتکار را تعریف کند
من کتاب لغتم را جائی گم و گور کردم





Monday, June 12, 2006



ما زنیم انسانیم ، شهروند این دیاریم ، اما حقی نداریم


تجمع اعتراضی زنان تا چند ساعت دیگر

همه را انجا داریم


مهندس و کارمند
وکیل و دکتر
مترجم و نویسنده
دانشجو و استاد
یک چیز کم داریم
کارگر و پیشه ور
مطلقه و خانه دار
زنان پیشه ور وبرزگر

با آنها ما جمعیت می شویم
با انها ما گرم می شویم
تابستان گرم !!؟؟؟؟
اصلا نسیم خنک می شویم
آنقدر که کتک باتوم برقی و لگد هر ستاره دار یک تنه و یا یک برخورد معمولی میشه



Tuesday, June 06, 2006




البته که امید هست
تاوقتی که دلمان را به این زن ویا آن مرد بالا مقام در حکومت خوش نکنیم
از تضاد های آنها شربت آب قندی برای خودمان نسازیم


این که نخود ابطحی رفسنجانی را بزرگ کند تفاوتی در اصل موضوع ندارد
رفسنجانی خواهان روابط با امریکا ست
رفسنجانی معتقد به حفظ روابط خارجی و ادامه گفتگوی تمدن ها در جهت منافع داخلی ست اماامید کاذب هست ما این را نمی خواهیم

نباید دلمان را به این و آن خوش کنیم
باید دلمان را به خودمان ،،،، تنها خودمان خوش کنیم و تا می توانیم سطح توقع و انتظارات خود را به عرش علا ببریم
تا لااقل پایمان به جای آنکه در پایین به هچل بیفتد آن وسط اگر گیری کردیم با صدای بلند بگوییم ما پیروزیم
البته نه با جمله معروف متداولی که معمولا می شنوی ما پیروزیم چون حق با ماست

بگوییم پیروزیم چون خودمان می خواستیم که آن را بدست بگیریم



This page is powered by Blogger. 

Isn't yours?