<$BlogRSDUrl$>

 
Friday, March 17, 2006



دو هفته ای نیستم ، خوش باشید هر جا که هستید
اگر هم نمی تونید یا امکاناتش رو ندارید که خوش باشید بهتره که انکار کنید که خوش نیستید این باعث میشه کمی سبک پربال بشید
امیدوارم سال جدید سال دگرگونی واقعی بشه
و اون هائی هم که دل خوش کردند تا آمریکا دمکراسی عیدی بده سر عقل بیان


دوست داشتن همدیگر در طول تاریخ تنها میراثی ست برای ما انسان ها که بجا مونده

راستی شما

عشق ورزی در روز روشن و بسیار آفتابی
یا در سایه زیر درختی در خفا
کدومش رو می پسندید
من که می خوام شیشه باشم و هردوطرف وجودم عیان باشه
بدون شرمی
می خوام خودم باشم بدون تردید و ترس از نگاه های تقبیح آمیز این و آن
پیروز باشید و نامه هم تمام



Tuesday, March 14, 2006



بازی با ترقه برای کودک شما خطرناک است
اما برای حکومت خطرناکت------ر



Monday, March 13, 2006



صورت مسئله بدیعی
پدر و پسر به‌ جرم‌ تعرض‌ به‌ 40 دختر بچه‌ به‌ مرگ‌ محكوم‌ شدند و فعلا حكم‌ اعدام‌ پسر نوجوان‌ متوقف‌ شد

صورت مسئله تعمقی

من‌ از سن‌ 5 سالگي‌ در بهزيستي‌ بزرگ‌ شده‌ام‌. وقتي‌ 15 ساله‌ شدم‌ پدرم‌ به‌ بهزيستي‌ آمد و مرا تحويل‌ گرفت‌. در اين‌ سال‌ها پدرم‌ هميشه‌ بخاطر جرايمي‌ نظير سرقت‌، تجاوز، حمل‌ مواد مخدر و رابطه‌ نامشروع‌ در زندان‌ بسر مي‌برد

پدر با سابقه باز رل پدری را بازی می کند واز کودک تصویری می سازد که خودش ساخته شده بود اما این پایان ماجرا نیست کسی اجازه ندارد آن را خاتمه یافته قلمداد کند

نمی توانید بگویید بروید راحت بخوابید که مجرمان را ما به سزای اعمال خود می رسانیم

این تنها پدر و پسر نیستند که باید مجازات شوند دولت اسلامی ما هم در این عمل شنیع مقصر ست و باید مجازات شود
زیرا این پسر را تحویل صاحب بی صاحب مملو از ناهنجاری های رفتاری و اجتماعی تحویل داده ست

زیرا دولت اسلام نمی توانسته ست هزینه این نوجوان را با آنکه می دانسته پدر سابقه شرارت و تجاوز دارد را متحمل شود
زیرا طبق قوانین اسلام قیم و تربیت فرزندان به عهده پدران است و دولت فرهیخته ما بی مسئولیت است
زیرا چنین حکومتی برای آنکه شانه از هرگونه مسئولیتی خالی کند می گوید به خانواده ارج می گذاریم حتی اگر والدین بزه کار باشند
زیرا در چنین حکومتی چنین کودکانی در جامعه باید رها شوند ، بهزیستی و تمامی ارگان های زیربط هزینه ناچیزی را سالانه دریافت می کنند و نمی توانند نگهداری کودکان را عهده دار شوند

و چنین حکومتی همیشه کسر بودجه دارد ، اما هزینه سالانه ارتش و سپاه و نیروهای سرکوب گر دولتی و غیر دولتی اضافه می گردد تا توقع جامعه بالا نرود و بتوانند براحتی سرکوب کنند
بنابرین اگر این پدر قرار ست اعدام شود که نباید بشود زیرا عمل اعدام بی ارزشی خود انسان است
باید این دولت و حکومتش را هم با همه بند وبساطش اعدام کرد



Thursday, March 09, 2006



درددل
با وجوداینکه می دونیم هرتجمع آرام و دوستانه به خشونت می انجامد باز ما در گروه های کوچک و حتی از دید عد ه ای ناچیز ( که این یکی به منظور پشیمانی ما ادا می شود ) به انجام می رسانیم
عد ه ای می گویند این زنان شیک معترض نمایند گان زنان کشور نیستند خوب نباشند
هر زنی نمایند ه خودش ست
من به عنوان یک زن و نیمه انسان و بعضا غیر انسان از نظر برنامه ریزان اسلامی کشورمان امروز حقوق خود را می خواهم و با این تجمعات اگر قرار ست تعیین کنند گان سرنوشت ما با تحمیلی که به آنان می شود بگویند :: بیا بگیر این یک قطره ای از حقوق ات و مواظب باش بروی زمین نریزد من هم آن حقوق را با دو دست می قاپم و هم فریاد می زنم نه .............. راضی نیستم و مثل امروز و به هر بهانه ای به خیابان می آیم .. یک روز مراسم مسابقه فوتبال ،، روز دیگر مجوز ورزش بانوان در فضای آزاد ،،، و روز دیگر هم حق حضانت
و همینطور این دور تسلسل به حیات خودش ادامه میده چیزی که هست این ست که برخورد وحشیانه و غیر انسانی با این تجمعات آرام و مصلحت آمیز تازگی ندارد و نباید دوستان ما از این نوع برخورد حیران بمانند
آینه این نوع برخوردها انعکاسی از رفتار خود جامعه ما در طی این 27 سال ست
درست در 27 پیش هم جنتی مثل جن لباس شخصی ها را سازمان داد و به بهانه ضد انقلاب ، خراب کار ، به جان دانشجویان و زنان و دختران افتادند
رفتار خشونتی دولتی و شبه دولتی چیز تازه ای نیست
خواهران ما درست 27 سال پیش هم فریاد می زدند ما حقوق خود را می خواهیم چیزی که هست آن موقع آنان امروز ما را می دیدند و ما فردا خود را نمی بینیم
و باز می گوییم جنبش زنان یک جنبش اصلاحاتی در درون خود حکومت ست
با این گونه نگرش باز می گوییم ما که چیزی نگفتیم ( انگار انان که سال 27 کتک خوردند چیزی دیگری غیراز آنان گفتند) به هر حال جنبش زنان بوجود آمده ست و دردها همان دردها ست ، آماس کهنگی آن دوباره سر باز کرده ست و این خود افتخار بزرگی ست



Wednesday, March 08, 2006




روز زن بر خودم و بر تو وآن که زن بدنیا نیامد اما زن بارش آوردند تا استثمارشود
مبارک باد
براستی نوبت ما همین آزادی نسبی که در بیشتر کشورهای متعارف دایر ست کی ، در چه سالی بوقوع می پیوندد
برای همین متعارف ها باید خدا را طلب کنی ؟؟ می کنیم تا دیگر نه استثمار شویم ونه مورد ستم قرار گیریم
این سال سال پیروزی کی بروی صفحه تاریخ سیاه خواهد شد
ایران سال پیروززززززززز 2006

1978
سازمان ملل روز هشت مارس را بنام روز جهانی زن برسمیت شناخت

1971
در پترزبورگ اعتصاب سراسری به رهبری آلکساندر کولونتی به خاطر وضعیت کار ومخالفت با جنگ و قحطی انجام شد

1922
اولین بار مراسم با شکوه این روز توسط زنان کمونیست به اجرا در آمد



1921
در بزرگداشت حوادث سال 1971 در پترزبورگ زنان مبارز کمونیست انترناسیونالیست سوم این روز را به عنوان روز جهانی زن برسمیت شناختند


1914
هزاران معترض مخالفت خودرابا جنگ و دستگیری رزا لوگزامبورگ به خیابان ها آمدند

1911
برای اولین بار هشت مارس در کشورهای مختلف آلمان اتریش دانمارک سوئیس آمریکا و یک سال بعد هلند برگزار شد

1910
در کوپنهاک زنان انترناسیونال دوم مصمم شدند چنین روزی را هر سال به رسمیت بشناسند

1908
هزاران کارگر زن در نیویورک در هشت مارس به خاطر حق رای و کار کودکان و وضعیت شغلی به خیابان ها ریختند و فریاد اعتراض خودرا به گوش جهان رساندند



Saturday, March 04, 2006



زیبائی در خود انسان بودن نهفته ست نه در زن بودن
بیخود ارجیف نبافید که زن مظهر زیبائی ست تا با آن زیبائی برسر بکوبید
بهشت تازه اگر باشد زیر پای مادران نیست ، زیر پای کسانی ست که مارابا آن وعده سال هاست بی ذوق کردند واشتیاق به هر هرچیز را در خود آن چیز بیرحمانه خشکاندند تا بتوانند با این امید کاذب نفس هر صدائی را ببرند تا چشم خود را از ما که گرد آن بهشت موهوم با هزاران پرسش می چرخیدیم دور نگاه دارند

ما دور شدیم
ما از همه آن وعده وعید های الهی دورشدیم وزمینی شدیم
و هرسال هم زمینی تر می شویم
و حقوق در شان یک انسان را می خواهیم نه فقط زن



Thursday, March 02, 2006



ما تاریخ را عوض نمی کنیم
ما تاریخ دیگری می سازیم

گلایه و شکایت و آه و ناله های اسطوره ای را خاتمه خواهیم داد

قلاب ناباوری جنین گند زده سالهاست نشان ازجایگاهی می دهد تا بگوید حق همین ست که می بینی ، ابدی ست ، با آینه ای که شناسنامه همان ظرافت گردن ست با دستهای چوب خشک تاآرنج آفتاب سوخته ، با پستان هائی زیر لباس که سنگینی ش یقه لباست را همیشه آویخته ست و درست با این تغییرات فیزیکی بهانه ای دهد تا بگوید سهم من که سهمی از نصف ست همین ست
مادر خوب
همسر باوفا
زن باوقار ونجیب
شیرزن مبارز


اما ما تاریخ دیگر می سازیم با همان که بودیم و همان که هستیم
اما برای این دیگر ساختن ها نیاز به خودباورمند ی ست
و گناه را به گردن همبستر و هم خون و همنشین نگذاشتن ست
اگر سرنیزه را زیر لطافت همان گردن حس نشود نشان می دهیم
قورمه سبزی طبخ کردن را می توان با یک دست و با دست دگر چرخ کارخانه را چرخاند
هم زیرابرو تمییز می کند هم سرود می سراید تا ارتشی آن را هر صبگاه با صدای رسا بخوانند

می تواند بگوید تاریخ دیگری می سازم
که پیش شرط آن باورمندی خود ست
اگر نمی خواهم تنها آشپز باشم
تنها نقش دکور در جلسات خانوادگی و اداری را داشته باشم ، تزیین گر روی کیک تولد باشم
صدایم را رسا کنم
و بگویم این من ام
زنی که با شلیک یک لبخند
یک انفجار خنده و تمسخر این جا و آنجا راه برگشت را تنها گزینه نمی بیند
پیش بسوی
باورمندی در ناباوری



This page is powered by Blogger. 

Isn't yours?