<$BlogRSDUrl$>

 
Tuesday, January 31, 2006



این اولین وشاید هم بزرگترین حرکت اعتراضی کارگران ست که تهران به وقوع پیوسته ست ، قبلا شاهد حرکت های اعتراضی نه به این وسعت بوده ایم ، این بار کارگران منسجمتر عمل میکنند و پی برده اند تا یک صدا هست باتوم و شلاق هم نمی تواند این صدا را خفه کند ، کارگران شرکت واحد تصمیم گرفتندروزجمعه ازحضوردرمحل کارخودداری کنند
کارگران اعتصابی را حمایت کنیم



Wednesday, January 25, 2006



من که نفهمیدم این طرح زن به عنوان انسان کامل چگونه طرحی است که خانم افتخاری نماینده تهران در مجلس از آن سخن می گوید ؟؟؟
خبر می دهند که این طرح زن را از لحاظ حقوق و مسئولیت هایش انسان کامل می داند
من نمی دانم زن مگر در جامعه بشری تا حالا انسان کامل تعریف نشده بوده ؟
یعنی واقعا شما به خود برخورد جدی کردید و از این به بعد می خواهید از نگاه انسانی جنس زن و جایگایش را از نظر حقوقی مد نظر بگیرید؟
گفتند حرکت لاک پشتی نه دیگه اینقدر یواش



Monday, January 23, 2006



http://www.siahkal.com/fallujahlink.htm
از آن روی که دفاع از بشریت بر ضد بشریت تبدیل می گردد

آدرس را کپی کنید و حتما فیلم را ببینید



Thursday, January 19, 2006



غنی سازی اورانیوم و سلاح اتمی حق مسلم ماست
نگاه کن ببین این را چه کسانی می گویند !!!!!!؟؟؟؟ پاسدارن و بسیجیان
مردمی که سهمی در ثروت جامعه ندارند و به کنار گذاشته می شوند
حالا آنان را وارد این بازی کثیف سیاست کنیم و به این بهانه در خیابان ها بکشیم تا فریاد زنند انرژی هسته ای حق مسلم ماست ،
انها دیگر فریب شما ها را نمی خورند

این مردم همیشه از خود سوال می کنند جاده های ایران چرا فاجعه بار هستند و هر دفعه در شکم خود انسان ها ی بیگنا ه را در خود می بلعد
حتی توالت های عمومی بر سر گردنه آفتابه دارند اما بدون دسته و یا لوله
مگر همین دیروز نبود که با همان آفتابه شیشه پنچره های هواپیما را می شستند

شرم هم خوب چیزی است که شما ندارید



Monday, January 16, 2006



زن بسیجی مسئول واحد زنان اهواز مینائی در خصوص ساخت پارک ویژه بانوان فرمایش نمودند : با توجه به اينكه زنان اجتماع ما مورد هجمه فرهنگي قرار گرفته اند, ساخت پارك و فرهنگسرا ويژه بانوان به منظور شكوفايي استعدادهاي بانوان اهوازي , و آموزش مهارتهاي خاص بانوان ضروري به نظر مي‌رسد
کسی نیست از این زن بسیجی بپرسد( یعنی هست آزادی بیان نیست ) چرا نمی شود جلو این هجمه فرهنگی را گرفت ؟
جواب آن این ست که
دراصل این واژه محصول جامعه دیکتاتورزده ست
جامعه ای که برای کوچکترین عادت های خصوصی هر شهروند حکومت آن تعیین تکلیف می کند
کجا بخندد
کی بخندد
با کی بخندد





اولین زن رئیس جمهور هم در امریکا لاتین انتخاب شد ... ( خانم با شلت
بالاخره در یک جائی دردنیای نه چندان دور ( مریخ ) مردمانی از رنگ دیگر به این باور رسیدن که زنان هم می توانند رئیس یک مملکت شوند
ما هم هنوز در گیر آن هستیم که ببینیم خانم شایق نماینده مجلس در مورد نقش مخرب عشوه گری زنان در مجلس قرار است چه لایحه ای را به تصویب برساند
من نماینده خودم هستیم
و از جانب خودم حرف می زنم و می گویم به اندازه یک سر سوزن چنین نماینده هائی را صلاح می دانم که در یک دوره کلاس های تراپی و پرهیز ار دگماتیزم و خود باوری و عزت نفس شرکت کنند

عده از زنان هم که مدام و پی در پی ننه من غریبم در می آورند کمی از نگاه کردن در آینه شکسته ای که خود برای خود ساختند دست بر دارند
و به باورمندی خود ایمان بیاورند
گله وشکوه از کتک زدن آن مرد نامرد و پارگی لحاف چهل تیکه همه زندگی نیست

اگر خدا را بخواهی سهم تو قطعا گل چینی از ستاره ست
شعار کاچی به از هیچی بهتر ست با بخشندگی بسیار نثار شایق ها کنیم



Wednesday, January 11, 2006



امروز اعظم و دلارام و فردا دیگر کسان

خیلی ها در اغلب کشورها می گویند کسانی که مرتکب قتلی می گردند باید بی بروبرگرد با اجرای حکم اعدام انها را به سزای اعمال خود برسانیم
موضوع این است در کشوری که من در آن بدنیا آمدم و بزرگ شدم و اسمش هم ایران است
این حکم داده می شود تا خود حکومت حکم برائت بگیرد
فریاد فره شیران زنی که قبل از انکه مرتکب قتل گردد دو بار در خواست جدائی از همسر معتادش را به دادسرا
برد و هردو در خواست به نتیجه ای نرسید
فریاد زد کمک خواست اما همه درها بسته بود
شوهر معتاد اورا در ازای پول ناچیزی به مردان هوسباز می فروخت مدتی بعد نقشه برای دخترش کشید تا او را هم تاراج دهد که اعظم با همکاری یکی از همین مردان شوهرخود را خلاص می کند

این خیلی ساده است
قتلی صورت گرفته ، قاتل مشخص است
بنابرین اعدام ، پرونده بسته می شود
دیگر کاری به اینکه قبل از وقوع جرم چرا زن جلو دادسرا فریاد آزادی می زد
چرا حکم طلاق می خواست را ندارند

در واقع این رژیم ایران است که باید اول از همه با خودش تسویه کند
و حکم مجازات مرگ برای خودش صادر کند
اگر همان دوبار یک موردش به درخواست جدائی از همسر ترتیب اثر داده می شد نه اعظم در حال انتظار اعدام بود و نه کسی کشته می شد و نه فرزند انان قربانی و گرفتاراین سیستم ظالمانه می گردید ، شاید یک جائی در یک مدرسه ای سرش به درس وکتاب مشغول بود

حکم برائت برای رژیم و حکم اعدام برای اعظم
این داستان ظالمانه را کسانی که در قدرت نیستند می خواهند طور دیگری به پایان برسانند
حکم اعدام برای حکومت
حکم برائت برای اعظم



Tuesday, January 10, 2006



آزادی زندانیان سیاسی را خواستاریم
لطفا پتیشن را امضا کنید





این همه سنگینی !!!!! تو را با زندگی عوض نمی کنم یعنی چه ؟؟؟؟؟؟؟؟ ریسمان سال هاست بافته شده ست و تو هنوز در جستجوی سر نخ در آسمان بدنبال چه می گردی ؟؟؟؟؟؟ اینک باورم می شود پازول بزرگ کلمات تو را سال ها مشغول داشته ست



از گوگوش تا گوگوش
بازارشعر و ترانه های زن زحمت کش و کتک خور داغ داغ است
به خصوص اگر شوهر نامرد باشد و با شلاق کتک بزند
بعد هم فغان
نجاتم بده
نجاتم بده
واه چقدر متنفرم از این چرخش دور خود
و نجوای التماس مابانه
برای زن کتک خورده



Monday, January 09, 2006



از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی گوهر دشت حمایت کنید
خبر آن را به گوش دنیا برسانید

و تا می توانید از هر راه ممکن به مقامات ایران فشار بیاورید

پتیشن را امضا کنید و صدای انسان های بیگناه در بند باشید


------------------




بالا شهر پایین شهر

احتیاج و نیاز به یکدیگر محصولی از زندگی چمعی ست ، در یک جامعه طبقاتی نقش پایین شهر
زندگی کردن و بالای شهر زندگی کردن هم یک تجربه طبقاتی ست

می بینیم روشنفکران چنین جامعه ای اینطورالقا می کنن که در چنین جامعه ای پایین شهری نباید احساس حقارت کند زیرا دکتر و مهندس و تاجر سرشناس آخرش به نان نیاز دارد و نان را همان شاگرد شاطر پایینی در بالای سر تنور می پزد و به انان عرضه می کند بنابرین یک رابطه لازم و ملزوم اینجا ضروری ست
جایگاه طبقاتی این نوع طرز تفکر که اندک هم نیست این ست
این انسان ست که باید خودش خوب باشد و ذات و طینت پلید نداشته باشد .. مثال می آورند که هم پزشک خوب و مهربان داریم و هم پزشک پولکی و با تفرعن که با بیماران خود رفتار سلطه گر دارد
مرد ساکن بالای شهر خوب داریم مرد ساکن پایین شهر بد داریم بنابرین سخن از سرشک و کنه طرف ست
دیگر نمی گویند که
انسان در چنین جامعه ای از خود بیخود ورها می شود و روابط های انسانی بر اساس رابطه های مادی درجه بندی و ارزش گزاری می شود و سرنوشت و ثروت کل جامعه بدست عده قلیلی قبضه شده ست
روشنفکر دلسوز و مدرن چنین جامعه ای نصیحت دوستانه می کند که مبادا انسان پایینی احساس حقارت وضعف از خود نشان دهد به هر حال نسبت به توانی هایش جامعه به او محتاج ست
و اگردر پایین قرار دارد این تقصیر سرنوشت است وکاری هم نمی توان کرد


همه ما به هم محتاجیم
کفاش به تعمیر کردن کفش پاهای پینه بسته کارگر
سرمایه دار برای چرخش سرمایه و پیشرفت کشور به کارگر
و کارگر به اندازه سهم خود از سرمایه که ندارد چز نیروی خود می تواند در پایین شهر زندگی کند
زیرا این جبر تاریخ ست و چه بخواهیم و چه نخواهیم بالائی و پایینی شهر وجود دارد
آدم باید خودش خوب باشد



Saturday, January 07, 2006



مگس های دنیای سیاست و آرشی به سرخی ارتش سرخ
آرش را خواندم ، این تنها نوشته نیست که ستودنی ست این نشانگر جنبش و اعتراض و متوقع بودن اکثر انسان هائی ست که خودرا محق می دانند و برای آنچه را که نداشتند اما می خواهند داشته باشند لحظه ای ساکت نمی نشینند

آرش هازندگی نو می خواهد و مخالف کهنه گرائی هستند نشاط وشادی می خواهند و مصرانه برای رسیدن به همه چیزهای خوب و شدنی مبارزه می کنند
در دنیائی که انواع واقسام تفریحات سرمایه داری رنگ و لعاب شده به مصرف می رسد طبیعی ست لطیفه ها و جوک ها و طنز هایی انتقادی اجتماعی اش همه برای کوبیدن و حمله زیر پوشش دفاع از دمکراسی به چپ است
تصادفی نیست که هادی خرسندی در چنین جامعه ای چارلی چاپلین قرن معرفی می شود ، اگر چاپلین بود حتما اسم خود را عوض می کرد تا شعری بنام دود بر دودکش بام جهان به نام او تمام نشود و از کشتن این همه انسان بیگناه عکس العمل طبیعی و از سر اجبار در فاجعه11 سپتامبر نام نبرد



Tuesday, January 03, 2006



خاتمی برای عالی ترین رکن جمهوری اسلامی احساس خطر می کنه ،،، ای ناقلا خاتمی آیا این احساس خطر شامل تو هم می شود یا نه ؟؟ شعار دروغ و نیرنگ بسه دیوار سالن امفی تئاتر را می لرزاند و تو همچون شیر هژبر زمانی که قیچی آماده بریدن بود زیر عبایت قایم کردی
این نه آن ست بل آن این ست !!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


قمیشی ترانه ای داره با این مضمون
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه ،،
من نمی دونم چرا همیشه سهم آدم های فقیر و تهی دست از گریه یه عالمه ؟؟؟ گریه از تنگ دستی کجاش قشنگه





میگن زن همیشه زن می مونه مرد همیشه مرد
کسی خواست این اختلاف ژنتیکی رو عوض کنه ؟؟؟
خودت رو بزن به کوچه علی چپ ،، اون کوچه مدتهاست تعمیر شده و حالا شده راست
اما با این وجود بروی اولین دیوار خانه همون کوچه نوشته شده حقوق اجتماعی برابر




حالا که هیچی تغییر نمی کنه یا لااقل در کوتاه مدت ، چرا من زندگی ام را تغییری ندم
موهایم رارنگ می کنم
رنگ لاک ناخنم را از قهوه ای تیره با عنابی عوض می کنم
و هزار بار بروی دیوار اطاقم می نویسم
شروع دوباره
دهن کجی وارونه
با تیرگی و نفس وارونه
یک دهن که می خوونم
حتی دیوارها با من می رقصند رقص افریقائی
پاها محکم بروی زمین ، یک گام به عقب
دو گام به جلو



This page is powered by Blogger. 

Isn't yours?